تبلیغات
کشور لر!

کشور لر!

جنبش استقلال طلبان لر!

پنجشنبه 6 فروردین 1388

تمدن عیلامی!!

نویسنده: اسفندیار   

یکی از اولین تمدن ها و حکومت های قدرتمند در جهان تمدن ایلامی بوده است.که در سرزمین های لرنشین کنونی حکومت میکردند و یک سرزمین قدرتمند بوده اند.که با کشورهای زیادی جنگیدند و پیروزی های زیادی بدست آوردند . که البته بعدها از آشوری ها شکست خوردند و از آن زمان دیگر آنچنان که باید نتوانستند قدرت خود را بازیابند.و دیگر معمولا زیر دست حکومت های دیگر شدند.و البته هرچند که در تاریخ معاصر افرادی مانند اتابکان لر توانستند کشور خودمختاری در مناطق لرنشین ایجاد کنند.اما متاسفانه بخاطر توطئه های دشمن های آن زمان مانند مغولان و صفویان نتوانستند قدرت عیلامی را دوباره زنده کنند.
دوستان در اینکه ما لرها از نژاد ایلامی هستیم شکی نیست،همانگونه که:
رومن گیرشمن باستان‌شناس سرشناس فرانسوی می‌نویسد «من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا
نگذاشته‌ام مگر اینکه تمدن عیلامی را یافته‌ام

البته در زمانی که آریایی ها به فلات ایران آمدند فقط تعداد اندکی از آریایی ها به منطقه ی عیلامی ها آمدند و با آنها وصلت کردند.چنانکه بعد از مدتی در عیلامی ها حل شدند و بعدها هم که قدرت گرفتند تمام نیروهایشان از همین کوه نشینان بود.
و متاسفانه برخی از لرها تنها بخاطر اینکه نام آریایی به نظرشان قشنگ هست.خود را به این نژاد می چسبانند. در حالی که تمدن ایلام هم قدرتمند تر و هم باشکوه تر از آریایی ها بود.و بیشتر نژاد بختیاری ها از نژاد عیلامی است.و نژاد عیلامی آنچنان قدرتمند بود که آریایی هایی که به سمت عیلامی ها آمده بودند که بعدها پارس نام گرفتند.تحت تاثیر کامل نژاد عیلامی قرار گرفتند.چنانکه اکثر تارخدان ها هنوز نمی دانند دقیقا هخامنشیان پارس بوده اند یا از نژاد عیلامی،زیرا تخت جمشید خود روی یک بنای عیلامی بود و همچنین می توانید به شباهت ساخت های تخت جمشید با چغازنبیل توجه کنید.و البته نیمی از کتیبه های آن زمان به زبان عیلامی است.ولی متاسفانه تاریخ نویسان معاصر ایران که همواره مخالف تمدن های لر و ... بوده اند تمدن عیلامی را ناچیز خوانده اند.و آن را جزئ ای از خاک ایران دانسته اند. در حالی که این یک جوک خنده دار است.زیرا در آن زمان نه نام ایرانی بود نه چیز دیگر و تمدن عیلام خود یک تمدن جدا به مانند هر تمدن دیگری بوده که بعدها به اشغال امپراطوری های مختلف در آمده.
پس برادران لر بیایید تا به یاری یکدیگر تاریخ خود را بشناسیم و برای زنده کردن آن از جان و دل مایه بگذاریم.
زیرا هر چند ما به تمامی اقوام دیگر که اکنون جزو خاک ایران هستند احترام میگذاریم.اما این دلیلی بر اینکه زیر بیرق آنان باشیم نیست و بهتر است گول آنان را نخوریم.زیرا ما خود جزو اولین تمدن های بزرگ هستیم و نباید خود را ببازیم و زیر دست دیگران باشیم. و در حقیقت ما اکنون یک کشور اشغال شده توسط حکومت هستیم و برای استقلال خود باید تلاش کنیم.اگر توجه کرده باشید رفتار حاکمان فعلی و گذشته با ما لرها هم کاملا شبیه رفتار یک اشغالگر با مستعمره خویش می باشد.
پس بیایید با پیشینه ی عیلامیان و اتابکان لر اقدام به آزادی کشورمان(لرستان) بکنیم.
دوباره می سازمت وطن           اگرچه با استخوان خویش

پنجشنبه 6 فروردین 1388

سرزمین لرستان!

نویسنده: اسفندیار   

دوستان من اینجا یه شعری را می نویسم که کلی باهاش حال میکنم.هرچند خودم بختیاری ام و این شعر مربوط به خرم آباده،اما چه فرقی می کند سرزمین لرستان همش یکی است.چه لرستان چه چهارمحال چه شیراز و چه خوزستان و... همش لرستان هست!و من با تمام برادران لر برادر خونی هستم.
این شعر خودش خیلی از ظلم هایی که به ما شده رو در برگرفته.و میتونه قابل توجه اونایی باشه که فکر میکنن لرها هیچوقت خودمختار نبودند!!!

ما از تبار کوهیم ما از نژاد عصیان
یاغی هر چه دستور عاصی هر چه فرمان

سیلی و تازیانه تبعید و کوچ و تبعیض
از تیغ شاه عباس تا چکمه رضاخان

فرزند قرنها کوچ از ذهن خرم آباد
تا سرزمین قزوین تا شاهرود و لوشان

جامانده یادگاریم در دوره چگینی
بر طاق پل شکسته در ذهن رود کشکان

جد بزرگم آنجا پای بلوط پیری
باصد کمانچه اندوه تنهاست زیر باران

وقتی چهارصد سال از خانه دور باشی
دیگر نمی شناسد حتی ترا بیابان

آری چهار قرن است بر لب رسیده جانم
در غربت و غریبی از دوری عزیزان

عابد بیار باخود یک مشت خاک دوره
تاکه نماز خوانم بر تربت لرستان

پنجشنبه 6 فروردین 1388

سرکوب ما!

نویسنده: اسفندیار   

فریادهای ما خط گرفته از مظلومیت است. از ظلمی که همگان باور دارند.من این سخن را برای آن لرهایی که جیره خوار و دست نشانده ی حکومت فاسد و نامشروع فعلی هستند و به ازای خیانت به همتبارانشان پول خوبی میگیرند نمی گویم.آن ها می دانند ما حق مشروع خود را می خواهیم ولی منافع فعلی شان در خطر است.مخاطب من افرادی هستند که گول حرف های تهی بعضی ها را می خورند.
ما برای خودمان تلاش میکنیم.و برای کسانی که فکر می کنند لرها همیشه زیر دست فارس ها و ترک ها بوده اند و هیچگاه به فکر آزادی و استقلال نبوده اند بروند تاریخ بخوانند و ببیند که اتا بکان لر چگونه بودند و کشوری ساخته بودند که از همه ی فارس ها و ترک ها و بیگانگان خالی بود.و همینطور محمدتقی خان بختیاری که زمانی میخواست استقلال بختیاری ها را اعلام کند اما انگلیسی ها مانع این کار شدند.و شاه وردی خان لر و ده ها تن دیگر.پس خودت و تاریخت را بشناس.

معمولا وقتی در جایی(اعم از وبلاگ و ....) سخن از جنبش ها و افکار آزادی بخش لرها می آید عده ای سریعا سرکوب میکنند.و می گویند این کاری بیهوده است و لرها همیشه خواستار حکومت بوده اند و....
بیشتر اینان افرادی هستن که یا اصفهانی یا از استان های دیگر هستند که لر نیستند و عموما فارس و.... که منابع ما را به تاراج می برند و شهرهای خود را آباد کرده اند.و مردم لر را در فقر نگه داشته اند. و متاسفانه تعدادی از لرها هم سادح لوحانه به حرفهایشان گوش می دهند و آنان هم که منافع خود را با این سرکوب ها حفظ کرده اند به ریش لرها می خندند و در دل میگویند "لرهای خر،نوکرمان بمانید که مستحق نوکری هستید."

دوستان من از این همه ظلم که مردم دیگر نقاط ایران به ما میکنند دلم بدرد آمده و به تنگ آمده ام و در حال انفجار هستم.

دوستان خداوند خود در کتاب قرآن هیچگاه از حکومت حمایت نکرده و همیشه از قوم ها حمایت کرده. و در کتاب قرآن هم کلمه ی قوم را بسیار تکرار کرده و این نظر قاطع خداوند هست که هر قومی می تواند برای خود تصمیم بگیرد.و حق دارد کشوری داشته باشد که مردمانی که زاده همان قوم هستند برایش تصمیم بگیرند.


بس است خوش خدمتی مان به مغولان و ترکان وفارسان و...

دوستان اگر به لر بودنتان افتخار واقعی میکنید.پس این مطالب را اگر قبول دارید پخش کنید(در بین وبلاگ،مجلات،دوستان، فامیل و...) و واز کسی نترسید.خدا با ما است.

پنجشنبه 6 فروردین 1388

اهداف جنبش!

نویسنده: اسفندیار   

از آنجا که هدف اصلی ام از ساخت این وبلاگ شناساندن جنبش بود.در این مقاله میخواهم درباره جنبش و اهدافش بنویسم.
از آنجا که لرها  تمامی پتانسیل های یک کشور مستقل را دارند.و نیز در طول تاریخ به این ملت در بند کشیده بسیار ظلم شده است،لذا فکر آزاد شدن این خاک از حکومت ایران به فکر هر لری خطور می کند و اینکه چرا باید یک ملت که توسط حکومت جاه طلب بطور کامل غارت می شود نتواند روی پای خود بایستد. و اکثر لرها خواستار استقلال خود هستند تا بتوانند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند.اما متاسفانه بخاطر اینکه جنبش های زیادی که از حقوق مردم لر دفاع کند وجود ندارد.این اندیشه ها اغلب در ذهن مردم لر باقی می ماند و انتشار نمی یابد.لذا این جنبش برخاسته از همین تفکرات است و قصد دارد تا فضایی برای تبادل فکری مردم لر در راه رسیدن به هدفشان باشد.و از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند.اهمیت اینکه لازمه ی کشور شدن ملت لر چیست در پست های دیگر بطور کامل تر نوشته شده.
اما اهداف اصلی این جنبش چیست.در کل باید بگویم هدف اصلی این جنبش دفاع از حقوق مردم و ملت لر است.که بصورت خلاصه در زیر آمده:
1- اتحاد تمامی طوایف و مردم این قوم و ملت.
2-دفاع برای حق و مطالبات این ملت.
3-تلاش برای احیای تاریخ تحریف شده ی این ملت و همچنین زبان ، لغات و فرهنگ این خطه و همچنین ایجاد رسم الخط و زبان مستقل از فارسی برای جلوگیری از نابودی ملت لر.
4- تلاش برای رسیدن به استقلال و آزادی کشور در بند کشیده ی لر.

این چهار هدف چهار هدف اصلی ما هستند.
شاید بپرسید ما برای رسیدن به اهدافمان چگونه عمل می کنیم؟
باید بگویم ما از تمام راهکارهای موجود استفاده خواهیم کرد و از هدف مان هم دست بردار نیستیم زیرا داشتن تمامی موارد بالا را حق قانونی یک ملت می دانیم.ملتی که اکنون اسیر امپریالیسم و امپراطوری ملا ها است.در کل از دوستانی که مخالف چنین جنبشی هستند،میل دارم به چند سوال من پاسخ دهند؟

1- چرا قومی مثل لرها که دارای قدمتی کهن است و در کل چه از نظر نژادی و چه فرهنگی و... با همه ی اقوام ایرانی تفاوت دارد،در دنیای امروز نباید دارای استقلال باشد ؟
2-چرا وقتی ما دارای منابع فراوان در سرزمین مان مناطق لرنشین هستیم،باید در فقر و فلاکت به سر ببریم و این در حالی است که مردم خیلی از استان های دیگر حتی ما را آدم فرض نمی کنند،و ما چرا باید همچنان به آنها خوشخدمتی کنیم؟

در کل دوستان عزیز صحبت های بعضی از افراد که می گویند استقلال طلبی خیانت و... است را جدی نگیری و این کار اصلا خیانت نیست.زیرا سرزمین خودمان است و خودمان اختیارش را داریم.و این قطعه از کره زمین که خاک مردمان لر است.خداوند به مردم لر عطا کرده و به غیر از این مردم هیچ کس و هیچ قوم دیگری نباید بر روی آن اساس مالکیت کند.و افرادی که ما را خائن خطاب میکنند،منافع شان در خطر است و ما را برده فرض کرده اند،اما کور خوانده اند.

چهارشنبه 5 فروردین 1388

بحران اقتصادی!!

نویسنده: اسفندیار   

سال نو از بهارش معلومه
با اغاز سال 1388 اولین خبر پیام رهبر ایران بود که سال را به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کرد البته یادم رفتم بگم در همه زمینه ها (البته نام زمینه ها را مشخص نکردند و فکر نکنم  تا پایان سال هم این زمینه ها برای ما مشخص شود،چون بالاخره قانون این مملکت هست که لازم نیست مردم همه چیز را بفهمند )اولین چیزی که باید خطاب به سراینده این پیام گفت این است که این مطلب را با ادبیات ساده تر برای مردمی که قرار است این الگوی مصرف خوشبخت شان کند می گفتی گمان نکنم بسیاری ازبرادران و خواهران در سرزمین های ما  هنوز معنا و مفهوم این نام را فهمیده باشند.
بحران اقتصادی که مدتی پیش امریکا و سپس بعضی کشورهای اروپایی را فرا گرفته اکنون نه تنها به مرزها بلکه به هزار توی صنعت ایران نفوذ کرده است انبارهای کارخانجات مهم صنعتی کشور اعم از فولاد، سیمان و محصولات پتروشیمی انباشته گردیده و این کارخانه ها در شرایط بسیار دشواری بسر می برند.
 همان بحران  که سران همین حکومت بر طبل شادی می کوبیدن و دعای شکر تلاوت می کردند که امریکا را دچار سیاه روزی کرده است.
حال باید حرف از الگوی مصرف بزنید اقایانی که در نماز جماعت فریاد می زدید که این بحران ربطی به کشور ما ندارد. آری امسال قرار است که ما مردم چهارمحال بختیاری و لرستان و یاسوج و تمام مناطق لر نشین در وضعیت معشیتی ضعیفی (حتی ضعیف تر از گذشته) به سر ببریم.آری در سالی که خشکسالی تمام ایران را فرا گرفته است کارخانه ها تعطیل می شوند  دیگر باید قید همین کارکردن در شرکتهای ساختمانی تهران و پتروشیمی های پارس جنوبی و ماهشهرو .... را بزنیم باید قانع شویم که حقوهایی که بسیاری از مردم لر با همان روزگار می گزرانند یعنی 60 سالگی ، مستمری و کمک های کمیته امداد (که مارا چون برده این نظام کرده است)به صورت نصفه و نیمه یعنی کمتر از قبل به ما داده شود تاکی قرار است که ما مانند حیوانی بی دست و پا چشم امید به 10 کیلو قند و دو کیسه ارد این اقایان باشیم
حالا مگر قبلا چه می کردیم که اکنون قرار است در الگوی مصرف اصلاحات به وجود اوریم.
مگر نه اینکه در امار استانهای محروم همیشه استان ها لر نشین در صدر جدول جولان میدهند آری اقتصاد بیمار نظام جمهوری اسلامی ایران است که ایران را به بحرانی عظیم میبرد نه بحران جهانی همان نظامی که هر وقت اقتصاد دانی نظریه ای بدهد پیشنهادی کند بی سواد می خواننش و اورا دشمن ملت اسلامی معرفی می کنند
پیش بینی اکثر کارشناسان اقتصادی حاکی از آن است که سال 1388 یکی از سخت ترین سال ها در عرصه های اقتصاد و تولید خواهد بود و وجود نداشتن برنامه های حساب شده یقینا به افزایش دامنه های آن منجر خواهد گردید.
آیا باید دید دولت دست از هزینه های هنگفت نظامی و ساخت راکتورهای هسته بر می دارد آیا طرح های عمرانی در مشهد و قم کمتر خواهد شد ایا دارایی های ملت بین همه ی مردم و استانها به اندازه برابر تقسیم می شود
یا ما باید دلمان را خوش کنیم به نان و بلوط که البته همان درختهایی که بلوط هم می دادند دیگر به اشغال منابع طبیعی و دولت در آمده .          

سه شنبه 4 فروردین 1388

یاد 17 جوان کوهدشتی!

نویسنده: اسفندیار   

خوب است هر چند وقت نگاهی به خودمان بکنیم و گذشته هایمان و داشته هایمان را براندازی بکنیم و اگر شد در کنارش آینده مان هم پیش بینی کنیم.
و اقعا به خودمان که نگاه میکنم به ظلمی که به ما میشود و به رنجی که میکشیم تاسف میخورم و البته از تمام  جامعه لر هم فقط سکوت،امیدوارم این سکوت از آن سکوت هایی باشد که با غرشی دهشتناک می شکند!!!
چه زود فراموش کردیم،جوانان کوهدشتی را،17  جوانی که برای  این که خرج خانواده هایشان را بدهند مانند اکثر جوانان لر به شهرهای دوردست برای کار رفتند.برای اینکه خرج خانواده شان را بدهند.و البته بخاطر بی اهمیتی مسئولان همه شان به کام مرگ رفتند.و دریغ از یک پیام تسلیت از رئیس جمهور یا رهبر و یا شهردار تهران،همین رئیس جمهور و رهبر که وقتی زن یکی از نمایندگان مجلس مرد برایش پیام تسلیت فرستادند و وقتی یک کودک در فلسطین و لبنان می میرد برای خانواده اش پیام تسلیت می فرستند.و آیا این جوانان از آن هم کمترند؟
و حتی وقتی که برای این حادثه یعنی حادثه سعادت آباد جلسه های بررسی گرفتند،فقط به این موضوع پرداختند که این حادثه به بودجه ضرر زده و ...و اصلا به روی خود نیاوردند که 17 شیرمرد شهید شده اند(همه می دانند که مردن در راه کار و نان آوری شهادت است ولی دریغا مگر آنها را به لفظ شهید خطاب کردند؟) و مگر این بی رحمان برای اشک خانواده های این جوانان اهمیتی قائل بودند؟
آیا این 17 جوان به اندازه  ی یک پیرمرد لبنانی مثل عماد مغنیه که وقتی مرد تا 10 روز تلویزیون پر از پیام های تسلیت و... برای لبنانی ها بود ارزشمند نبودند؟حتی نصف آن هم ارزشمند نبودند.
بله وقتی نفت و سرمایه لرها برای تهرانی ها و اصفهانی و بقیه می رود و مردمشان در رفاه و خوشگذرانی هستند و به لرها هیچی نمی رسد و سرتاسر این سرزمین فقر می شود.معلوم است که جوانان برای کار باید هزاران کیلومتر در قربت بمیرند و ....


سه شنبه 4 فروردین 1388

به کجا می رویم؟

نویسنده: اسفندیار   

متن زیر واقعیتی تاسف برانگیز و واقعی از وضع فعلی لرها دارد!
سالها قبل.....

نظامی کله پوستی لنگا ملاری

مو گودم که جنگ مکن وا بختیاری.........

وحالا.........

هیچ......هیچ......چیزی وجود ندارد

گذشت زمانی که بختیاری ها هم سری بین سر ها داشتند وحرفشان خریدار داشت

گذشت روزگاری که بختیاری ها تهران را فتح می کردند

گذشت...............

حالا در چهار محال و بختیاری بچه ها در 35- درجه به مدرسه می روند وخون دلشان آب زاینده رود می شود وهمان بچه ها آب خوردن ندارند و اصفهان نمی گذارد که آب بخورند

حالا بیش از 20 دانش آموز معصوم در یک کلاس گُر میگیرند و به آتش فقر می سوزند

حالا معلوم نیست فایده ی سدهای کارون برای جیب کیست

حالا............

و ما ساکت......و جدا ازهم

به کجا میرویم

سه شنبه 4 فروردین 1388

ملت لر ملتی همیشه قربانی

نویسنده: اسفندیار   

ملت لر ملتی همیشه قربانی


در تاریخ معاصر ایران از كریم خان زند تا به امروز ملت لر همواره قربانی بوده است .

تنها فردی كه در تاریخ ایران به پادشاهی رسید و هیچ گاه حاضر نشد خود را شاه بنامد بلكه خود را وكیل مردم می دانست ، كریم خان زند بود . اگر چه لرها در تاریخ خود حداقل ده قرن متوالی از قرن 3 تا 13 هجری در مناطق خود حكومتی مستقل تحت عنوان اتابكان لر و والیان لرستان داشته اند، با این وجود لرها همیشه مورد اجحاف قرار گرفته اند .

با اینکه لرها در قالب نیروی متحد بویراحمدی ـ بختیاری به رهبری سردار اسعد بختیاری پس از فتح اصفهان و سپس تهران از پایه گذاران انقلاب مشروطیت بوده اند ولی تا به امروز ملت لر به حقوق حقه خویش دست نیافته است. در مجموع عدم دستیابی این ملت به حقوق خویش را می توان در دلایل عدیده فرهنگی ـ سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی دانست و آنها رابه ریشه های درونی و بیرونی تقسیم كرد .

1- ساختار ایلی و عشایری ، ساده زیستی و قانع بودن مردم لر :

بطور سنتی ساختار ایل و هرم قدرت آن بدین گونه بوده است كه همواره خوانین در بالاترین قسمت آن قرار داشته اند و در بنیان اجتماعی لرها ، خان و نظرخان، فصل الخطاب تمامی رعایا بوده است .

موضع ورویكرد سیاسی خان چه در درون ایل و چه در برون آن در تعامل با سایر ایلات و عشایر ، نمودار سیاسی و سرنوشت رعایای تحت امر خویش را معین می كرده است . هر گاه منافع خان و حكومت های مركزی در تقابل هم قرار می گرفته خان با استفاده از نیروی عظیم ایل خویش حكومت را به چالش می كشانده ، حكومت های مركزی هم یا با دادن امتیازات كوچك به خوانین با آنان كنار می آمدند یا با توطئه و دسیسه چینی علیه خانی كه به دنبال حقوق و منافع خود و ایل تحت رهبریش داشته آنان را سركوب و سر به نیست می كرده اند، و البته پر واضح است به لحاظ شخصیت كاریزماتیك خان در ساختار ایلی و عشایری و حرف شنوی رعایا از او در اكثر مواقع خوانین از صداقت و وفاداری مردم خود سوء استفاده می كرده اند .

2- عدم وجود حركتهای سیاسی و فرهنگی به عنوان هویتی مستقل از فرهنگ غالب فارس :

در تاریخ لر هیچ گاه حركت سیاسی بنیادین و مستمری جدا از جنگ های مقطعی كه اكثراً سركوب و یا به انحراف كشیده می شده وجود نداشته است .

مضاف بر آن نخبگان لر همیشه توسط احزاب ایران جذب می شده اند، که متاسفانه این امر تا به امروز نیز ادامه دارد ، نتیجه فقدان تشکیلات مستقل این بوده كه همیشه فعالین مورد بحث از خاستگاه ، ملت ، هویت و زادگاه خویش غافل مانده اند تا جایكه بعضی از این افراد ضمن از یاد بردن زبان و فرهنگ لری ، فارسیزه شده اند و بعضا به عنوان عامل سركوب از سوی رژیم های پهلوی و جمهوری اسلامی ، نقش نیروهای سركوبگر و امنیتی را ایفا كرده اند .

3- فقر و وضعیت بد معیشتی :

با آنکه سرزمین محل سکونت لرها 90% ثروت ایران را در خود جای داده است ( منابع طبیعی ، معادن ، حوض چه های نفتی و ... ) اما متاسفانه لرها دائما با مشكلات اقتصادی و فقر بسر برده اند؛ بااینكه امروزه تعریف فقر نسبت به رژیم پهلوی فرق كرده و استانداردهای زندگی تغییر کرده است با این همه هنوز هم لرها در زیر خط فقر بسر می بردند و در زندگی آنان تغییری قابل توجه ایجاد نشده است . برخی از نشانه ها و نتایج فقر مزمن در بین لرها به شرح ذیل می باشد :

الف) در مناطق لرنشین كمتر كارخانه ای وجود دارد و بعضی از كارخانه های كوچك هم كه وجود دارند تعطیل و یا در آستانه ی می باشد به عنوان مثال كارخانه های ، قند نورآباد ممسنی ، یخچال سازی لرستان ، كارخانه قند یاسوج و ... كاملاً تعطیل شده است و فقط چند كارگر به عنوان نگهبان در آنها به سر می برند ؛ در تمامی مناطق لر نشین فقر مشهود است .

مناطق لر نشین از داشتن صنایع مادر و اشتغال زا كاملاً محروم هستند .

ب) به علت عدم اشتغال و وجود صنایع مادر و كارخانجات فعال، عده ای از مردم لر جذب قوای مسلح می شوند كه عمدتاً در بسیج ، سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی ( پلیس ) مشغول می گردند ، تقریباً 60 درصد از قوای نظامی ایران لر می باشند كه اغلب این افراد برای فرار از بیكاری ، نظامی شده اند و حاكمیت با گزینش این افراد آنها را از نظر سیاسی خنثی کرده و با وابستگی به خود( از نظر معیشتی ) سعی در مطیع کردن و پراکندن جمعیت لرها در تمام نقاط کشور می کند .

ج) فعالیت كمیته امداد موسوم به كمیته امداد مستضعفان و فعالیت بانك ها : كمیته امداد با توسعه و گسترش خود خصوصاً در مناطق لرنشین ، اكثر خانواده های لر را تحت امر خود و جیره خوار خود ساخته و به هر خانوار ماهیانه 40-30هزار تومان كمك می كند .

این كمك بسیار ناچیز كه تبلیغات دولتی و حكومتی را در بردارد همواره به عنوان اهرمی در مقابله با هر گونه مخالفت مؤثر بوده است و بر اثر بیكاری ، شدت فقر و عدم توسعه یافتگی اقتصادی ، این كمك ناچیز ، مردمان لر را در حد یك معتاد به تریاك تنزل داده است .

همچنین فعالیت های بانكی متعدد در مناطق و سودجویی این بانكها بیداد می كند تا آنجا كه تقریباً هیچ خانواده ای وجود ندارد كه به بانكها مقروض نباشد.! وامها عملاً این مردم را وابسته كرده است . و البته نحوه گرفتن وام و سپردن تضمین بازپرداخت آن و سازكار اداری آن خود حدیثی دیگر است . این بانکها عملا اقتصاد تولیدی را در این مناطق نابود کرده اند .

۴- عامل مذهب :

تقریباً اكثر مردم لر دارای مذهب شیعه می باشند و فقط تعداد كمی كمتر از یك درصد دارای مذاهب علی الهی یا بهایی و ... می باشند ؛ همواره حكومت های مركزی از صفویه بدین سو از این خصیصه مردم لر سوء استفاده كرده اند، که می توان از آن به عنوان فریب مذهبی یاد كرد.

استعمارگران و سودجویان نیز از عامل مذهب نهایت سوءاستفاده را ازاین مردم برده اند، به عنوان مثال در سال 1332 ( 1953 میلادی ) در استان كهگیلویه و بویراحمد یك امام زمان دروغین پیدا شد یا اینكه طرح ترور خسروخان بویراحمدی با همراهی عده ای از روحانیون متظاهر ، رنگ و بوی مذهبی به خود گرفت .

و یا شعار معروفی كه در جریان نهضت ملی دكتر مصدق علیه طرح ملی شدن صنعت نفت در بعضی از مناطق لر سر داده می شد :

كسی كه مهر علی وَدلِش

نفت ملی ك چنه ش

كسی كه مهر و محبت امام علی پیشوای اول شیعیان را در دل دارد پس نفت ملی به چه كارش می آید .

همینطور، با شروع جنگ ایران و عراق كه ماحصل شعار صدور انقلاب به منطقه خاورمیانه و ایجاد حكومتی شیعی در عراق از یك سو و از طرف دیگر خودخواهی ها و غرور و تحریك صدام حسین بود ، آتش جنگ مذهبی را بر افروخت و از احساسات شیعی لرها در تداوم جنگ مورد سوءاستفاده قرار گرفت و با تبلیغات فراوان جوانان لر را به جبهه فرستاده می شدند ( و این حتی در برگزینشهای پیاپی ترانه های حماسی لری ، همچون دایه دایه و ... در جشنواره های موسیقی بویژه جشنواره ی موسیقی فجر و پخش آنها از رسانه های شنیداری و دیداری کاملا مشهود بود ) ، تا آنجا كه فقط در استان كهگیلویه و بویراحمد 5/1 ( یک پنجم ) مردم همیشه محروماین استان ، در جبهه كشته شدند .

۵- ایجاد نفاق و برادر كشی :

حکومتهای مرکزی ایران برای سرکوبی حرکتهای مناطق مختلف لر عموما از نیروهای مزدور سایر مناطق لر بهره گرفته اند. که بدین وسیله با یك تیر 2 نشان را می زدند اول مخالفین خود از بین می بردند و دوم موجب گسست و كینه طوایف لر از هم می شدند .

۶- عدم برگزاری مناسبت های ملت لر :

دانشوران و فعالین سیاسی و نخبگان لر هیچگاه اقدام به برگزاری و گرامیداشت مناسبت های تاریخی و تجلیل از مفاخر و مشاهیر ملت خویش نكرده اند بزرگداشت علیمردان خان بختیاری ـ داراب افسر بختیاری ـ سردار اسعد بختیاری ـ رئیس علی دلواری ـ بابا طاهر ـ خسروخان بویراحمدی ـ كی لهراسب بویراحمدی ، پیشگامان انقلاب مشروطیت ، مردان خان لرستانی ، شیخعلی خان لرستانی ، مبارزات لرستان ، مبارزات لرهای جنوب و ....

البته در داخل كشور انجام چنین كاری به علت مشکلات عدیده تقریبا غیر ممكن می نماید ولی در خارج از كشور و رسانه های گروهی بیرون از كشور انتظار می رود كه اندیشمندان لر ، در این زمینه تلاش نمایند .

۷- روند فارسی سازی و لر ستیزی از سوی صدا و سیمای استان های لر نشین :

روند یكسان سازی فارسی و ملیت زدایی از دوره رضاشاه وجود داشته اما این امر در سالهای اخیر به علت رشد روز افزون رسانه هایی با ضریب نفوذ فراوان به اوج خود رسیده و با شدت و حدت بیشتری پیش می رود .

با توسعه و گسترش شبکه های صدا و سیمای استانی و محلی در اكثر استان های لرنشین و راه اندازی این شبکه ها ، زبان و فرهنگ فارسی و ... به صورت شدید و مستمر تبلیغ و تزریق می شود .

این امر که در استان های لرنشین نیز دنبال می شود در اصل سیاستی است که تحقیر زبان لری و تحقیر ملیت لر را هدف قرار می دهد. شبکه های استانی با ساختن برنامه های طنز، تحقیر و توهین آمیز بجای برنامه های آموزشی ( زبان ، فرهنگ ، تاریخ و...) هر چه بیشتر در پی جریحه دار كردن غرور ملی مردم ملت لر می باشند.

از طرفی در مدارس و دانشگاهها و مراكز آموزشی نیز به ملت لر چنان القاء كرده اند كه به علت لر بودنشان ، جرمی نابخشودنی را مرتكب شده اند. بطوریکه در اثر استفاده اجباری از زبان فارسی در كلیه مجامع رسمی استانی و كشوری ، عملاً استفاده از زبان لری در حد كوچه و بازار و نهان خانه ی ، خانه ها تقلیل یافته.

هر چند که ، در عرصه موسیقی و ادبیات لری ، هنرمندان و شعرایی چون زنده یاد داراب افسر بختیاری ، علی حافظی ، فرج علیپور، رضا سقایی ، رحمان شكارچی ، حشمت شفیعیان ، اردشیر صالح پور ، هاشمی دهكردی ، محمد ملك مسعودی ، بهمن علاءالدین ( مسعود بختیاری) ، كوروش اسدپور ، احمد انصاری فهلیانی و... تلاش هایی در خور توجه ای نموده اند و آثار بسیار ارزشمندی خلق كرده اند؛ با این وجود بسیاری از هنرمندان و ادیبان لر و همین عزیزان در تولید و چاپ آثار خود از یک طرف با نظارت های ممیزی و نگرشهای تنگ و مأیوس كننده وزارت ارشاد اسلامی و ادارات كل وزارت مزبور مستقر در استانهای لرنشین مواجه هستند و از طرف دیگر همیشه در فشار مالی فراوان بسر می برند .

بعلاوه در اكثر استانهای ایران خصوصاً استانهای لر امكان برگزاری فعالیتهای موسیقی ، كنسرت ، شعر و ادبیات فولکوریک و واقعی لری با موانع و مشکلات و تنگ نظری های فراوانی از سوی مسئولین امر روبروست . مگر در مواقع خاص كه آنهم برای خود شیرینی و خوش خدمتی و سو استفاده های هر چه بیشتر مراسمی بر پا گردد.

۸- گسستگی ملی:

بنا به پیشنهاد انگلیس و به دنبال ایجاد ائتلاف قوی در جهت حفظ بقای رژیم پهلوی و كاهش فشار بختیاری ها به حكومت مركزی و جدا سازی بختیاری از ائتلاف مثلث قشقایی ، بویراحمدی و بختیاری ، طبق عهدنامه چم اسپید ، ازدواج بانو ثریا بختیاری با محمدرضا شاه صورت گرفت . ( یکی از هزاران نمونه ی از این دست )

بنابر این با تطمیع و ترغیب مالی برخی سران بختیاری آنان را از یك نیروی مبارز ، هویت خواه و پیشرو به یك نیروی بازدارنده تنزل دادند، و با توسعه و ترویج سیاستهای فرهنگی از پیش برنامه ریزی شده بویژه در مناطق نفت خیز سعی در گسستگی و همبستگی ملی آنها با سایر اقوام کردند ، كه نهایتا غروری بی هدف به یادگار از دوران عزت و همبستگی ملی در آنها باقی ماند. اما این غرور كاذب باعث گردیده كه بعضی از بختیاری ها خود را تافته جدا بافته از لر بدانند و خود را صرفا بختیاری معرفی كنند .و حتی بعضی از بختیاری ها پا را فراتر گذاشته اصلاً لر بودن خود را انکار کرده و سعی در ساخت هویت بختیاری مستقل از هویت لر را دارند . افزون بر این می توان مواردی همچون تبعیدها ، کوچهای اجباری و ... را نیز افزود .

۹- نفت :

با اكتشاف نفت در مسجد سلیمان به سال 1908 و سپس در سایر مناطق لر، اهمیت ژئوپلتیك سرزمین لرصد چندان شد به همین سبب چشم طمع دول استعماری خصوصاً انگلیس به این مناطق دوخته شد و انگلیس با روی كار آوردن رضاشاه اقدام به بند كشیدن مردم و زعما و خوانین لر نمود. و تقریباً اكثر خوانین لر تا قبل از شهریور 20 در تهران تحت الحفظ حكومت و در تبعید از مناطق خود بودند .

با شروع جنگ جهانی دوم ، جهت تأمین سوخت ناوگان دریایی و هواپیماهای متفقین در خاورمیانه و شاخ آفریقا ، انگلیس و متحدانش بیشترین استفاده را با اشغال مناطق لر بردند. و با احداث خط آهن سراسری جنوب - شمال نیرو و تجهیزات را از خلیج فارس به قفقاز و روسیه در مناطق لر نشین ارسال كردند.

از آن تاریخ به بعد با وجود منابع فراوان نفت، گاز، اماكن تاریخی، تپه های باستانی و عتیقه جات در سرزمین لر ، این منطقه به جولانگاه رقابت دول استعماری تبدیل شد و از آنجایی كه این مردم ، همواره تهدیدی برای دربار و حكومتهای مركزی می بودند دول استعماری بیشترین تلاش را در آرام و سركوب كردن آنان در جنوب و در سرزمین لر برای حفظ منافع خود و حكومت مركزی انجام می داده اند .

۱۰- نقره داغ كردن ملت لر و وجود گورهای دسته جمعی :

در سرکوب فجیع قیام ابولقاسم بختیاری واعدام او و یارانش ، و همچنین در سرکوبی شورش مردم بویراحمد و كهگیلویه در سال 1342 كه منجر به ایجاد استان كهگیلویه و بویراحمد شد. رژیم پهلوی بسیاری از مردم لر را به وسیله هواپیما بمباران كرد. كه بسیاری از خانواده ها در آن قتل عام شدند.جنگی با بهره گیری از همه تجهیزات نظامی!!!

مثلا در منطقه جلیل و بابکان از بخش سپیدار از توابع یاسوج خانواده هایی چون زنده نام غلامحسین سیاهپور به وسیله هواپیما كشته شدند. و خود سیاهپور را هم بهمراه چند تن از یارانش در زندان شیراز به دار آویختند . و...

سه شنبه 4 فروردین 1388

اولین پست!

نویسنده: اسفندیار   

دوستان من در این وبلاگ می خواهم درباره ملت لر صحبت کنم.ملتی که شامل تمامی لرها می باشد از بختیاری و بهمئی گرفته تا لرهای فیلی ،ممسنی،بویر احمدی،لیراوی و چرام و هر کسی که ادعای لر بودن دارد.
من در این وبلاگ نمیخواهم مانند بعضی از وبلاگ ها فقط از افتخارات گذشته این ملت تعریف کنم.و یا فقط شرح حال مناطق و آداب و رسوم این ملت را بگویم.زیرا این ها بارها و بارها گفته شده اند.من میخواهم ناگفته ها را بگویم و به شرح اوضاع سیاسی و اجتماعی و... ملت مان بپردازم.امیدوارم دوستان همراهی کنند.و اگر نظری دارند بگویند تا نظرشان مورد بررسی قرار گیرد.
دوستان من یکی از اعضای جنبش جدایی طلبان لر هستم.و به این هم افتخار می کنم.
و این را هم بگویم که ورد کلام ما فقط آزادی ملت در بند کشیده ی لر است.
به امید پیروزی و سرافرازی خلق لر!!!!

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :